
گیلگمش
به روایتی اولین حماسه ی بشری،نوشته بر الواح دوره
آشوری وحقیقتآ داستان زندگی از دریچه مرگ …مرگ
یک اثر جاودانه و بی همتا.جالب اینکه قابلیت تحلیل های روانشناسانه پیرامون تفسیر مرگ وزندگی ، شناسایی و فهم مرگ با خود زندگی را بشدت داره،تنها جای یه تحلیل یونگی-فرویدی
خالی مونده .کل کاربه شکل عجیبی همراه با شخصیت گیلگمش پیش میره.گاهی احساس میشه قهرمان داستان دچار تکراره والبته هست و گاهی از مشکلات به راحتی گذر میکنه و هیچ تآملی پیرامون نکات ظریف نمیشه.داستان حماسی سراسر پر تجربه، شخصیت پردازی قوی و دو وجهی، در لحظاتی بی گمان احساس میشه که اینکیدو دوست و همراه گیلگمش وجهی از قهرمان رو با خودش همراه داره و وقتی میمیره داستان با پایان نامیرای برای گیلگمش
همراه میشه .اما با تعجب میبینی نویسنده ویا نویسندگان ابدآ به جادادن تمامی تجربه ها در داستان فکر نمی کردن
Advertisement
salam to 2bare minevisi baradar ?!!!
che khoob …
آه مرسی خواهر
نوشتن تنها یه جانشین برای فریادهای جنون وار حیوانی
زیباست
اصلآ اهل این دیار سایبر نمیشم
در میرم هی زخم که میخورم بر میگردم
روزگاری شده که میتونی خاطرات 13 سالگیتم بدی برات
بازار سیاه چاپ کنن سر انقلاب آب کنن